pilot alone

pi·lot/ˈpaɪ.lət/
pilotoriginally a guide for ships or aircraft
1noun (اسم)commonplural (جمع): pilots

اسم — خلبان

خلبانهدایت‌کننده هواپیما

فردی که کنترل و هدایت هواپیما را به عهده دارد.

A person who controls and flies an aircraft.

«خلبان به‌خوبی هواپیما را فرود آورد.»

The pilot landed the plane safely.

«او سال‌ها آموزش دید تا خلبان شود.»

She trained for years to become a pilot.

تفاوت با واژه‌های مشابه
aviatorهوانورد

رسمی یا ادبی. در متون رسمی به جای pilot استفاده می‌شود ولی در حرف‌های روزمره کمتر رایج است.

Formal or literary. Can replace 'pilot' in formal writing about flying but less common in everyday speech, e.g. 'an experienced aviator'.

متضادها
2verb (فعل)commonpast (گذشته): pilotedpast participle (مفعولی): piloted-ing (حال): piloting3rd (سوم): pilots

فعل — هدایت کردن

هدایت کردنرانندگی کردن هواپیما یا کشتی

هدایت یا کنترل یک هواپیما یا کشتی.

To operate or steer an aircraft or ship.

«او هواپیما را در طوفان هدایت کرد.»

He piloted the aircraft through the storm.

«او کشتی را به سمت بندر هدایت می‌کند.»

She is piloting the ship to the harbor.

تفاوت با واژه‌های مشابه
flyپرواز کردن

روزمره. اصطلاح عمومی‌تر برای پرواز کردن هواپیما است؛ 'pilot' رسمی‌تر و دقیق‌تر است.

Everyday. General term for operating an aircraft; 'pilot' is more formal and specific about control.

متضادها
3noun (اسم)formalplural (جمع): pilots

اسم — قسمت آزمایشی

قسمت آزمایشیاپیزود آزمایشی

قسمت آزمایشی یک برنامه تلویزیونی برای تصمیم‌گیری درباره ساخت سریال.

A test episode of a TV show produced to decide if a series will be made.

«قسمت آزمایشی نقدهای بسیار خوبی گرفت.»

The pilot episode received great reviews.

«شبکه‌ها پس از موفقیت قسمت آزمایشی تصمیم به ساخت سریال می‌گیرند.»

Networks decide to order a full series after a successful pilot.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000