pinkly

pink·ly/ˈpɪŋkli/
pinka pale red color-lyadverb suffix
adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): pinkposition (جایگاه): end

قید — به صورتی

به صورتیرنگ گلی

به صورت صورتی یا رنگ گلی.

In a pink or rosy manner or color.

«آسمان هنگام طلوع خورشید به صورت صورتی می‌درخشید.»

The sky glowed pinkly at sunrise.

«صورتش از هیجان به رنگ صورتی درآمد.»

Her cheeks flushed pinkly with excitement.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000