pinprick

pin·prick/ˈpɪn.prɪk/
pina small, sharp metal objectpricka small puncture or sting
1noun (اسم)commonplural (جمع): pinpricks

اسم — سوراخ خیلی کوچک

سوراخ خیلی کوچکسوزن‌خوردگی

یک سوراخ خیلی کوچک ایجادشده توسط ته سوزن یا جسم نوک‌تیز مشابه.

A very small puncture wound made by a pin or a similar sharp point.

«او یک سوراخ کوچک روی انگشتش حس کرد.»

He felt a pinprick on his finger.

«نیش حشره یک سوراخ خیلی کوچک به جا گذاشت.»

The insect bite left a tiny pinprick.

تفاوت با واژه‌های مشابه
punctureسوراخ

متداول. بیان کلی برای سوراخ کوچکی که توسط جسم نوک‌تیز ایجاد می‌شود، در زمینه زخم‌های کوچک قابل تعویض است.

Common. General term for a small hole made by a sharp object, interchangeable with pinprick in context of small wounds.

2noun (اسم)commonplural (جمع): pinpricks

اسم — مقدار خیلی کم

مقدار خیلی کمناراحتی کمی

مقدار خیلی کم یا ناراحتی جزئی.

A very small amount or a slight annoyance.

«انتقاد او فقط کمی به او ناراحتی وارد کرد.»

His criticism was just a pinprick to her.

«تنها مقدار خیلی کمی نور در اتاق تاریک بود.»

There was only a pinprick of light in the dark room.

تفاوت با واژه‌های مشابه
bitکمی

روزمره. برای مقدار کم استفاده می‌شود، در زمینه‌های غیررسمی قابل تعویض است.

Everyday. Used to mean a very small amount, interchangeable with pinprick in informal contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000