pinprick
اسم — سوراخ خیلی کوچک
یک سوراخ خیلی کوچک ایجادشده توسط ته سوزن یا جسم نوکتیز مشابه.
A very small puncture wound made by a pin or a similar sharp point.
«او یک سوراخ کوچک روی انگشتش حس کرد.»
“He felt a pinprick on his finger.”
«نیش حشره یک سوراخ خیلی کوچک به جا گذاشت.»
“The insect bite left a tiny pinprick.”
تفاوت با واژههای مشابه
متداول. بیان کلی برای سوراخ کوچکی که توسط جسم نوکتیز ایجاد میشود، در زمینه زخمهای کوچک قابل تعویض است.
Common. General term for a small hole made by a sharp object, interchangeable with pinprick in context of small wounds.
اسم — مقدار خیلی کم
مقدار خیلی کم یا ناراحتی جزئی.
A very small amount or a slight annoyance.
«انتقاد او فقط کمی به او ناراحتی وارد کرد.»
“His criticism was just a pinprick to her.”
«تنها مقدار خیلی کمی نور در اتاق تاریک بود.»
“There was only a pinprick of light in the dark room.”
تفاوت با واژههای مشابه
روزمره. برای مقدار کم استفاده میشود، در زمینههای غیررسمی قابل تعویض است.
Everyday. Used to mean a very small amount, interchangeable with pinprick in informal contexts.