pishposh

pish·posh/ˈpɪʃ.pɒʃ/
noun (اسم)archaicplural (جمع): pishposhes

اسم — ظاهرنما

ظاهرنماخودنما

اصطلاح قدیمی برای فرد خودنمای آراسته یا سخت‌گیر در پوشش یا رفتار.

An old-fashioned term for a fussy or pretentious person, especially in dress or manners.

«او در مهمانی مثل یک ظاهرنما رفتار کرد.»

He acted like a pishposh at the party.

«ظاهرنمای قدیمی بسیار نسبت به لباس‌ها حساس بود.»

The old pishposh was very particular about clothes.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000