pitted

pit·ted/ˈpɪtɪd/
pita small hole or depression-edadjective or past tense suffix
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): pittiersuperlative (عالی): pittiest

صفت — دارای سوراخ

دارای سوراخسوراخ‌دار

دارای سوراخ‌ها یا علامت‌های کوچک روی سطح.

Having small holes or marks on the surface.

«سکه قدیمی به‌خاطر سال‌ها استفاده سوراخ‌دار بود.»

The old coin was pitted from years of use.

«صورت او پر از جای زخم‌های کوچک بود.»

His face was pitted with small scars.

تفاوت با واژه‌های مشابه
markedنشانه‌دار

توصیف کلی برای چیزی که علائم یا لکه دارد؛ معنی مشابه ولی کلی‌تر.

General descriptor for something having visible signs or spots; similar but broader meaning.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000