اسم — قرار دادن
عمل قرار دادن شخص یا چیز در موقعیت یا مکان خاصی.
The act of putting someone or something in a particular position or location.
«قرار دادن مبلمان بر فضای اتاق تاثیر میگذارد.»
“The placement of furniture affects room space.”
«او جایابی در یک شرکت معتبر گرفت.»
“She got a placement at a top company.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. معنی مشابه، بیشتر در زمینههای فنی یا سازمانی.
Common. Similar meaning, often used in technical or organizational contexts.
اسم — کارآموزی
شغل یا دوره موقت به دانشآموز یا کارگر برای کسب تجربه.
A temporary job or internship given to a student or worker for experience.
«او در یک شرکت حقوقی دوره کارآموزی گذراند.»
“He completed a placement at a law firm.”
«کارآموزی به او کمک کرد مهارت کسب کند.»
“The placement helped her gain skills.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج، معمولاً در زمینههای آموزشی یا رسمی به کار میرود.
Common. Very similar meaning but often used in formal education or training contexts.