plateful

plate·ful/ˈpleɪtfʊl/
platea flat dish-fulfull of
noun (اسم)commonplural (جمع): platefuls

اسم — ظرف پر

ظرف پریک وعده غذا

مقدار غذایی که ظرف را پر می‌کند؛ یک وعده غذا.

The quantity that fills a plate; a serving of food.

«او یک ظرف پر از برنج روی میز او گذاشت.»

She put a large plateful of rice on his table.

«او بعد از کار سریع یک ظرف غذا خورد.»

He ate a plateful quickly after work.

تفاوت با واژه‌های مشابه
servingدُز غذا

متداول. قسمت غذای سرو شده برای یک نفر؛ معمولاً در مکالمات عادی قابل تعویض با plateful است.

Common. Portion of food served to one person; usually interchangeable with plateful in casual contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000