اسم — اسباببازیها
اسباببازیهاابزار بازی
اشیایی که کودکان با آن بازی میکنند؛ اسباببازیها
objects for children to play with; toys
«اتاق کودک پر از اسباببازی بود.»
“The child’s room was filled with playthings.”
«او به برادر کوچکش اسباببازیهای جدید داد.»
“She gave her little brother new playthings.”