pledging

pledg·ing/ˈpledʒɪŋ/
1noun (اسم)formal

اسم — تعهد

تعهدقول دادن

عمل دادن یک قول یا تعهد جدی

the act of making a serious promise or commitment

«تعهد دادن حمایت مهم بود.»

The pledging of support was important.

«قول دادن او برای کمک همه را الهام بخشید.»

Her pledging to help inspired everyone.

تفاوت با واژه‌های مشابه
commitmentتعهد

متداول. قول الزام‌آور برای انجام کاری.

Common. Binding promise to do something.

2verb (فعل)formalpast (گذشته): pledgedpast participle (مفعولی): pledged-ing (حال): pledging3rd (سوم): pledges

فعل — قول دادن

قول دادنمتعهد شدن

دادن قول یا تعهد جدی

making a serious promise or commitment

«او قول داده انتشارها را کاهش دهد.»

He is pledging to reduce emissions.

«آن‌ها برای پروژه بودجه اختصاص می‌دهند.»

They are pledging funds for the project.

تفاوت با واژه‌های مشابه
promiseقول دادن

متداول. بیان قصد انجام کاری.

Common. Express intention to do something.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000