اسم — نقشهکشی
عمل طرح نقشهای مخفیانه معمولاً برای کاری مضر یا غیرقانونی
The act of creating a secret plan, especially for something harmful or illegal.
«گروه هنگام توطئهچینی برای کودتا دستگیر شد.»
“The group was caught plotting a coup.”
«او او را به نقشهکشی علیه خود در محل کار متهم کرد.»
“She accused him of plotting against her at work.”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی. به برنامههای مخفی برای اعمال غیرقانونی یا مضر اشاره دارد. اغلب در زمینههای حقوقی یا سیاسی به کار میرود.
Formal. Refers specifically to secret plans often to do illegal or harmful acts. Used often in legal or political contexts.
غیررسمی. به نقشههای زیرکانه یا مخفیانه، معمولاً با بار منفی اشاره دارد. وقتی بر حیلهگری یا فریب تأکید میشود استفاده میشود.
Informal. Suggests clever or secret plans, often with negative connotation. Used when emphasizing cunning or deceit.
متضادها
فعل — نقشه کشیدن
شکل حال استمراری فعل «نقشه کشیدن» به معنی برنامهریزی مخفیانه
Present participle of 'plot', meaning to secretly plan something.
«آنها در حال نقشه کشیدن برای تصاحب شرکت هستند.»
“They are plotting to take over the company.”
«او در حال برنامهریزی مهمانی سورپرایز است.»
“She is plotting a surprise party.”