plug into

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

plug in·to/plʌɡ ˈɪntu/
1phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — به برق یا دستگاه وصل کردن

به برق یا دستگاه وصل کردنمتصل شدن به

دستگاهی را به پریز، برق یا سامانه‌ای وصل کردن.

To connect a device to a power source, system, or socket.

«مانیتور را به پریز دیوار وصل کن.»

Plug the monitor into the wall socket.

«کابل به روتر وصل می‌شود.»

The cable plugs into the router.

2phrasal verb (فعل عبارتی)informal

فعل عبارتی — به منبعی دسترسی پیدا کردن

به منبعی دسترسی پیدا کردناز منبعی بهره گرفتن

از منبعی از اطلاعات، انرژی یا پشتیبانی بهره گرفتن.

To make use of a source of information, energy, or support.

«این برنامه به داده‌های حمل‌ونقل عمومی دسترسی دارد.»

The app plugs into public transit data.

«او از شبکه‌ای از راهنمایان بهره گرفت.»

She plugged into a network of mentors.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000