plucky

pluc·ky/ˈplʌk.i/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): pluckiersuperlative (عالی): pluckiest

صفت — شجاع

شجاعدلیربی‌باک

داشتن یا نشان دادن شهامت و اراده در شرایط سخت.

Having or showing courage and determination in difficult situations.

«کودک شجاع بچه‌گربه را از درخت نجات داد.»

The plucky child rescued the kitten from the tree.

«او در مواجهه با ترس‌هایش دلیر بود.»

She was plucky in facing her fears.

تفاوت با واژه‌های مشابه
braveشجاع

رایج. قابل جایگزینی با plucky است اما plucky تأکید بر تلاش با وجود سختی‌ها دارد.

Common. Interchangeable with 'plucky' but 'plucky' often implies spirited effort despite difficulties.

courageousدلیر

رسمی. به شجاعت اشاره دارد و در موقعیت‌های جدی‌تر به کار می‌رود.

Formal. Means having courage, used more in serious or written contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000