polity

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

pol·i·ty/ˈpɒlɪti/
pol-city, citizen-itystate, condition
noun (اسم)formalplural (جمع): polities

اسم — نظام سیاسی

نظام سیاسیسیاستحکومت

شکل یا فرآیند یک دولت یا قانون اساسی مدنی؛ یک جامعه سازمان یافته؛ یک کشور یا واحد سیاسی.

A form or process of civil government or constitution; an organized society; a state or political unit.

«نظام سیاسی ملت جدید هنوز در حال توسعه بود.»

The polity of the new nation was still developing.

«او اشکال مختلف نظام‌های سیاسی را در طول تاریخ مطالعه کرد.»

She studied various forms of polity throughout history.

تفاوت با واژه‌های مشابه
governmentدولت

متداول. به‌طور خاص‌تر به بدنه حاکم یک دولت یا جامعه، یا سیستمی که با آن اداره می‌شود، اشاره دارد. 'نظام سیاسی' گسترده‌تر است و کل ساختار سیاسی را در بر می‌گیرد. 'دولت جدید اصلاحاتی را اجرا کرد' درست است، 'نظام سیاسی آمریکا پیچیده است' نیز درست است.

Common. Refers more specifically to the governing body of a state or community, or the system by which it is governed. 'Polity' is broader, encompassing the entire political structure. 'The new government implemented reforms' works, 'The American polity is complex' also works.

stateکشور

متداول. می‌تواند به یک ملت یا قلمرو که به عنوان یک جامعه سیاسی سازمان یافته تحت یک دولت در نظر گرفته می‌شود، اشاره کند. 'نظام سیاسی' بر سازماندهی داخلی تأکید دارد. 'کشور اعلام جنگ کرد' درست است، 'نظام سیاسی روم باستان بسیار ساختارمند بود' درست است.

Common. Can refer to a nation or territory considered as an organized political community under one government. 'Polity' emphasizes the internal organization. 'The state declared war' works, 'The polity of ancient Rome was highly structured' works.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000