postponement

post·pone·ment/pəʊstˈpəʊnmənt/
post-afterponeto place-mentresult or action
noun (اسم)common

اسم — تأخیر

تأخیربه تعویق انداختن

عمل به تأخیر انداختن یا عقب انداختن کاری به زمان بعدی.

The act of delaying or putting something off to a later time.

«به تعویق افتادن جلسه دیروز اعلام شد.»

The postponement of the meeting was announced yesterday.

«به دلیل شرایط جوی، به تعویق افتادن بازی اجتناب‌ناپذیر بود.»

Due to weather, the game’s postponement was inevitable.

تفاوت با واژه‌های مشابه
delayتأخیر

رایج. در بسیاری موارد قابل تعویض است، اگرچه delay ممکن است به تأخیر ناخواسته اشاره کند.

Common. Interchangeable in many cases, though delay may imply unplanned deferment.

defermentبه تعویق انداختن

رسمی. معمولاً به تعویق برنامه‌ریزی شده یا توافق شده اشاره دارد.

Formal. Usually planned or agreed postponement.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000