pottery

pot·ter·y/ˈpɒt.ər.i/
noun (اسم)common

اسم — سرامیک

سرامیککوزه‌گری سفالگری

اشیائی ساخته شده از خاک رس که با حرارت سخت شده‌اند مانند کوزه و گلدان یا هنر ساختن آن‌ها.

Objects made from clay and hardened by heat, such as pots and vases, or the art of making them.

«او سفالگری را در کلاس هنر یاد گرفت.»

She learned pottery in art class.

«موزه اشیای سفالی باستانی را به نمایش گذاشته است.»

The museum has ancient pottery on display.

تفاوت با واژه‌های مشابه
ceramicsسرامیک

رایج. به اشیای ساخته شده از خاک رس به طور کلی اشاره دارد.

Common. Refers broadly to objects made from clay.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000