precede

pre·cede/prɪˈsiːd/
pre-beforecedeto go / yield
1verb (فعل)commonpast (گذشته): precededpast participle (مفعولی): preceded-ing (حال): preceding3rd (سوم): precedes

فعل — مقدم بودن

مقدم بودنپیشی گرفتنقبل از چیزی آمدن

قبل از چیزی یا کسی در زمان اتفاق افتادن یا آمدن.

To come before (something or someone) in time.

«یک زنگ هشدار قبل از آژیر آتش‌نشانی به صدا درآمد.»

A warning bell preceded the fire alarm.

«ابرهای تیره اغلب پیش از طوفان می‌آیند.»

The dark clouds often precede a storm.

متضادها
2verb (فعل)commonpast (گذشته): precededpast participle (مفعولی): preceded-ing (حال): preceding3rd (سوم): precedes

فعل — جلوتر رفتن

جلوتر رفتنپیشاپیش رفتن

قبل از کسی یا چیزی حرکت کردن یا جلوتر از آن رفتن.

To go in front of or ahead of.

«گارد احترام پیشاپیش مقامات حرکت خواهد کرد.»

The honor guard will precede the dignitaries.

«او قبل از من وارد اتاق شد.»

He preceded me into the room.

تفاوت با واژه‌های مشابه
leadهدایت کردن

رایج. به معنای راهنمایی یا هدایت کردن است، اغلب با جلوتر رفتن. در حالی که 'lead' به معنای مقدم بودن است، عنصر جهت یا کنترل را اضافه می‌کند. 'او رهبری صف را بر عهده داشت' درست است، اما 'طوفان آرامش را رهبری کرد' کمی عجیب به نظر می‌رسد.

Common. Means to guide or direct, often by going in front. While 'lead' implies preceding, it adds the element of direction or control. 'He led the procession' works, but 'The storm led the calm' sounds awkward.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000