در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
از قبل به قطعات یا اشکال بریده شده برای استفاده یا فروش.
Cut into pieces or shapes in advance before use or sale.
«چوب پیشبرشخورده آماده مونتاژ است.»
“The precut wood is ready for assembly.”
«برای دوخت پارچهی پیشبرشخورده بخرید.»
“Buy precut fabric for sewing.”