preconcerted

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

pre·con·cert·ed/ˌpriːkənˈsɜːrtɪd/
pre-beforeconcertto arrange / agree-edpast participle / adjective suffix
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more preconcertedsuperlative (عالی): most preconcerted

صفت — از پیش توافق شده

از پیش توافق شدهبرنامه‌ریزی شدهتوطئه شده

از قبل برنامه‌ریزی شده، توافق شده یا تدارک دیده شده.

Planned, arranged, or settled in advance by agreement; prearranged.

«مهاجمان با دقتی از پیش برنامه‌ریزی شده عمل کردند.»

The attackers acted with preconcerted precision.

«به نظر می‌رسید بهانه‌هایشان از پیش توافق شده بود، گویی تمرین کرده بودند.»

Their excuses seemed preconcerted, as if they had practiced.

تفاوت با واژه‌های مشابه
prearrangedاز پیش ترتیب داده شده

رایج. مستقیماً قابل جایگزینی است، به معنای از قبل برنامه‌ریزی شده. مثلاً 'یک ملاقات از پیش ترتیب داده شده'.

Common. Directly interchangeable, implying something was planned beforehand. 'A prearranged meeting' works.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000