prearranged

pre·ar·ranged/priː.əˈreɪndʒd/
pre-beforearrangedput in order or planned
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more prearrangedsuperlative (عالی): most prearranged

صفت — از قبل مرتب شده

از قبل مرتب شدهاز پیش برنامه‌ریزی شده

از قبل برنامه‌ریزی یا توافق شده باشد

planned or agreed on before happening

«آن‌ها جلسه‌ای از قبل برنامه‌ریزی شده داشتند.»

They had a prearranged meeting at noon.

«این رویداد توسط برگزارکنندگان از پیش ترتیب داده شده بود.»

The event was prearranged by the organizers.

تفاوت با واژه‌های مشابه
plannedبرنامه‌ریزی شده

متداول. چیزی که از پیش سازمان‌دهی شده است.

Common. Something organized in advance.

scheduledزمان‌بندی شده

رسمی. هماهنگ با یک جدول زمانی.

Formal. Fixed according to a timetable.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000