در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
از قبل برنامهریزی یا توافق شده باشد
planned or agreed on before happening
«آنها جلسهای از قبل برنامهریزی شده داشتند.»
“They had a prearranged meeting at noon.”
«این رویداد توسط برگزارکنندگان از پیش ترتیب داده شده بود.»
“The event was prearranged by the organizers.”
متداول. چیزی که از پیش سازماندهی شده است.
Common. Something organized in advance.