precociously

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

pre·co·cious·ly/prɪˈkoʊʃəsli/
pre-beforecociousripening / developing-lyin a manner
adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): precociousposition (جایگاه): middle

قید — زودتر از موعد

زودتر از موعدپیشرسانهباهوش‌تر از سن

به شکلی که نشان‌دهنده رشد یا بلوغ غیرعادی زودرس، به ویژه در استعداد ذهنی باشد.

In a manner showing unusually early development or maturity, especially in mental aptitude.

«او در سنین پایین با استعداد خاصی بر مسائل پیچیده ریاضی مسلط شد.»

She precociously mastered complex math problems at a young age.

«کودک در هجده ماهگی زودتر از موعد با جملات کامل صحبت می‌کرد.»

The child precociously spoke in full sentences by eighteen months.

تفاوت با واژه‌های مشابه
prematurelyقبل از موعد

رایج. کلی‌تر از 'precociously' است و به هر چیزی که زودتر از انتظار اتفاق بیفتد اشاره دارد، نه فقط رشد. مثلاً 'نوزاد زودتر از موعد به دنیا آمد'.

Common. More general than 'precociously', referring to anything happening earlier than expected, not just development. 'The baby was born prematurely' works.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000