prematurely

pre·ma·ture·ly/ˌpriː.məˈtʃʊr.li/
pre-beforematurefully developed-lyin a manner of
adverb (قید)commontype (نوع): timeadjective (صفت): prematureposition (جایگاه): end

قید — زودهنگام

زودهنگامپیش از موعد

زودتر از زمان مورد انتظار یا مناسب؛ خیلی زود.

Before the expected or proper time; too early.

«نوزاد زودتر از موعد به دنیا آمد.»

The baby was born prematurely.

«او زودتر از موعد بابت اشتباه عذرخواهی کرد.»

He apologized prematurely for the mistake.

تفاوت با واژه‌های مشابه
earlyزود

رایج. به معنای کلی زود بودن؛ 'prematurely' معمولا بار منفی دارد.

Common. A general term for before the usual time; 'prematurely' often implies negative consequences.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000