preconceived

pre·con·ceived/priː.kənˈsiːvd/
pre-beforeconceiveto form an idea-edhaving the quality of
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more preconceivedsuperlative (عالی): most preconceived

صفت — از پیش تصور شده

از پیش تصور شدهاز قبل شکل گرفته

تصوری که قبل از کسب دانش یا تجربه کامل شکل گرفته باشد

formed before having full knowledge or experience

«او نظریات از پیش تعیین‌شده درباره توانایی‌های او داشت.»

He had a preconceived notion about her abilities.

«هنگام قضاوت درباره دیگران از نظرات پیش‌فرض اجتناب کن.»

Avoid preconceived ideas when judging others.

تفاوت با واژه‌های مشابه
prejudgedقضاوت شده از قبل

رسمی. یعنی تصمیم‌گیری بدون اطلاعات کامل و اغلب غیرمنصفانه.

Formal. Means making a decision without full information, often unfairly.

biasedمتعصب

رسمی. به معنای داشتن تمایل ناعادلانه قبل از مدرک است.

Formal. Implies an unfair leaning formed before evidence.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000