در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
انجامشده برای پیشگیری یا جلوگیری از رویدادی یا عملی پیشبینیشده، به خصوص حمله.
Done to prevent or forestall an anticipated event or action, especially an attack.
«آنها حمله پیشدستانهای برای متوقف کردن حمله راه انداختند.»
“They launched a preemptive strike to stop the attack.”
«اقدامات پیشگیرانه خطرات را به طور قابلتوجهی کاهش میدهند.»
“Preemptive measures reduce risks significantly.”
رسمی و رایج. به طور کلی برای اقدامات پیشگیری استفاده میشود.
Formal and common. Used broadly for actions to prevent problems.