reactive

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

re·ac·tive/riˈæk.tɪv/
re-again, backactto do something-ivetending to, having the nature of
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more reactivesuperlative (عالی): most reactive

صفت — فعّال

فعّالپاسخ‌دهنده

سریعا و به‌طور مثبت به محرک یا تغییر واکنش نشان دادن.

Responding quickly and positively to a stimulus or change.

«مواد شیمیایی واکنش‌گر به صورت انفجاری ترکیب شدند.»

The reactive chemicals combined explosively.

«او نسبت به تغییرات ناگهانی در محل کار بسیار واکنش‌ نشان می‌دهد.»

She is very reactive to sudden changes at work.

تفاوت با واژه‌های مشابه
responsiveپاسخگو

رایج. تقریباً در موقعیت‌هایی که واکنش سریع مد نظر است، به‌خصوص فنی یا ارتباطی، قابل جایگزینی است.

Common. Almost interchangeable with 'reactive' when emphasizing prompt responses, especially in technical or interpersonal contexts.

sensitiveحساس

رایج. بیشتر به حساس بودن نسبت به محرک‌ها یا احساسات اشاره دارد، همیشه قابل جایگزینی نیست.

Common. Emphasizes susceptibility to stimuli or emotions rather than just responding actively; not always interchangeable.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000