فعل — فعالسازی مجدد
حالت حال استمراری فعل 'reactivate' به معنای فعال یا عملیاتی کردن دوباره چیزی.
The present participle of 'reactivate', meaning to make something active or operational again.
«تیم در حال فعالسازی مجدد سرور قدیمی برای بازیابی اطلاعات است.»
“The team is reactivating the old server to retrieve the data.”
«آنها در حال بازفعالسازی حسابهای غیرفعال هستند.»
“They are reactivating dormant accounts.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. به معنای توقف و سپس شروع دوباره، اغلب برای ماشینها یا فرآیندها. 'راهاندازی مجدد کامپیوتر' به خوبی کاربرد دارد. در اشاره به فرآیندها یا سیستمها قابل تعویض است.
Common. Implies stopping and then beginning again, often for machines or processes. 'Restarting the computer' works well. Can be used interchangeably when referring to processes or systems.
رسمی/ادبی. به معنای بازگرداندن چیزی به زندگی، سلامت یا محبوبیت، اغلب پس از یک دوره افول. 'احیای یک سنت قدیمی' کاربرد دارد، 'احیای یک کسبوکار ورشکسته' به معنای بازگرداندن آن به سلامت است.
Formal/Literary. Implies bringing something back to life, health, or popularity, often after a period of decline. 'Reviving an old tradition' works, 'Reviving a dead business' implies bringing it back to health.