preferential

pref·er·en·tial/ˌprɛf.əˈrɛn.ʃəl/
preferto like more-entialrelating to
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more preferentialsuperlative (عالی): most preferential

صفت — ترجیحی

ترجیحیاولویتی

دادن یا دریافت رفتار یا امتیاز خاص و برتر نسبت به دیگران.

Giving or receiving special treatment or advantages.

«آن‌ها مورد رفتار ترجیحی قرار گرفتند.»

They received preferential treatment.

«کشور قراردادهای تجاری ترجیحی دارد.»

The country has preferential trade agreements.

تفاوت با واژه‌های مشابه
privilegedممتاز

رسمی. معنی مشابه ولی privileged می‌تواند معنای برتری اجتماعی داشته باشد.

Formal. Similar meaning but 'privileged' can imply social advantage.

favoredمورد علاقه

روزمره. به معنای مورد برتری بودن است ولی رسمی نیست.

Everyday. Means favored or preferred but less formal than preferential.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000