preference

pref·er·ence/ˈprɛf.ər.əns/
1noun (اسم)common

اسم — ترجیح

ترجیحاولویت

ترجیح دادن چیزی نسبت به گزینه‌های دیگر

A greater liking for one alternative over others

«او چای را به قهوه ترجیح می‌دهد.»

She has a preference for tea over coffee.

«ترجیح آن‌ها به وضوح طراحی جدید بود.»

Their preference was clearly for the new design.

تفاوت با واژه‌های مشابه
choiceانتخاب

رایج. معنی مشابه اما کلی‌تر است؛ preference بیشتر بر علاقه تاکید دارد.

Common. Similar meaning but more general; 'preference' emphasizes liking more.

likingدوستی

غیررسمی. تاکید بر دوست داشتن شخصی دارد؛ بیشتر در مکالمات ساده جایگزین می‌شود.

Informal. Emphasizes personal enjoyment; interchangeable mostly in casual contexts.

متضادها
2noun (اسم)formal

اسم — ترجیح دادن

ترجیح دادنگزینش

عمل انتخاب چیزی به دلیل علاقه بیشتر به آن

The act of choosing one thing over another because it is liked better

«ترجیح او بر سکوت مشهود بود.»

His preference for silence was noticeable.

«ترجیح سرمایه‌گذاران بر بازار تاثیر گذاشت.»

The preference of investors affected the market.

تفاوت با واژه‌های مشابه
selectionانتخاب

رسمی. بیشتر به عمل انتخاب اشاره دارد تا علاقه؛ در زمینه‌های رسمی کاربرد دارد.

Formal. Focuses on the act of choosing rather than liking; used in official contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000