preferentially

pre·fer·en·tial·ly/ˌprɛfəˈrɛnʃəli/
pre-beforefercarry-entialrelating to-lyin a manner
adverb (قید)formaltype (نوع): manneradjective (صفت): preferentialposition (جایگاه): end

قید — به صورت ترجیحی

به صورت ترجیحیمورد برتری

به گونه‌ای که برای کسی یا چیزی مزیت یا امتیاز نسبت به دیگران ایجاد کند.

In a way that gives an advantage or privilege to someone or something over others.

«منابع به صورت ترجیحی به موارد فوری تخصیص داده شد.»

Resources were allocated preferentially to the most urgent cases.

«سیاست به برخی گروه‌ها نسبت به دیگران ترجیحاً تأثیر می‌گذارد.»

The policy affects some groups preferentially over others.

تفاوت با واژه‌های مشابه
selectivelyانتخابی

متداول. وقتی کاری با ترجیح یا انتخاب انجام می‌شود معمولاً استفاده می‌شود.

Common. Often used when something is done with preference or choice.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000