preplan

pre·plan/ˈpriː.plæn/
pre-beforeplanto arrange or design
verb (فعل)commonpast (گذشته): preplannedpast participle (مفعولی): preplanned-ing (حال): preplanning3rd (سوم): preplans

فعل — از قبل برنامه‌ریزی کردن

از قبل برنامه‌ریزی کردناز پیش طرح‌ریزی کردن

قبل از وقوع چیزی را از پیش برنامه‌ریزی کردن.

To plan something in advance before it happens.

«آن‌ها رویداد را به‌طور کامل از قبل برنامه‌ریزی کردند.»

They preplanned the event thoroughly.

«عاقلانه است که مسیر سفر خود را از قبل برنامه‌ریزی کنید.»

It's wise to preplan your travel route.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000