presser

pres·ser/ˈprɛsər/
pressto press or push-erone who
noun (اسم)commonplural (جمع): pressers

اسم — فشاردهنده

فشاردهندهدستگاه پرسنشست خبری کوتاه

فرد یا ماشینی که فشار وارد می‌کند، یا نشست خبری کوتاه.

A person or machine that applies pressure, or a brief news conference.

«فشاردهنده دستگاه را با دقت کار کرد.»

The presser operated the machine carefully.

«آنها یک نشست خبری برای اعلام نتایج برگزار کردند.»

They held a presser to announce the results.

تفاوت با واژه‌های مشابه
compressorکمپرسور

ماشینی که فشرده می‌کند، مشابه presser در زمینه‌های مکانیکی.

Machine that compresses, similar to a presser in mechanical contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000