prim

/prɪm/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): primmersuperlative (عالی): primmest

صفت — محتاط

محتاطظریفجدی

رفتار یا ظاهری خیلی رسمی، دقیق و متین که گاهی بیش از حد به نظر می‌رسد.

Very formal, precise, or proper in behavior or appearance, sometimes overly so.

«او در لباس مرتبش بسیار متین به نظر می‌رسید.»

She looked very prim in her neat dress.

«او با روشی سختگیرانه و رسمی صحبت کرد.»

He spoke in a prim and proper manner.

تفاوت با واژه‌های مشابه
properمناسب

رایج. مطابق با استانداردهای پذیرفته شده رفتار یا ظاهر است.

Common. Conforms to accepted standards of behavior or appearance.

formalرسمی

رایج. با رعایت قواعد و عرف‌های مشخص شده به‌طور دقیق.

Common. Following established conventions or etiquette strictly.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000