در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
مربوط به کشیشها یا دارای ویژگیهای مربوط به آنان.
Relating to or characteristic of priests.
«او در طول مراسم لباس کشیشی پوشید.»
“He wore a priestly robe during the ceremony.”
«وظایف کشیشی شامل برگزاری مراسم مذهبی است.»
“Priestly duties include conducting religious services.”