prie

/pɹiː/
verb (فعل)informalpast (گذشته): priedpast participle (مفعولی): pried-ing (حال): prying3rd (سوم): pries

فعل — سرک کشیدن

سرک کشیدنکنجکاوی کردن

کنجکاوانه به امور یا اموال دیگران نگاه کردن یا سرک کشیدن.

To look or pry curiously into someone else's affairs or belongings.

«او تلاش کرد به اسناد خصوصی او سرک بکشد.»

She tried to prie into his private documents.

«به گفتگوهای دیگران سرک نکشید.»

Don't prie into other people's conversations.

تفاوت با واژه‌های مشابه
peerنگاه کردن

متداول. به معنی نگاه دقیق یا موشکافانه، گاهی کنجکاوانه.

Common. Means to look closely or carefully, sometimes in a curious way.

spyجاسوسی کردن

غیررسمی. به معنی مشاهده پنهانی، شدت بیشتری نسبت به prie دارد.

Informal. Implies secretive or stealthy observation, stronger than prie.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000