pricy

pri·cy/ˈpraɪsi/
pricecost or value-ycharacterized by
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): priciersuperlative (عالی): priciest

صفت — گران

گرانپرهزینه

نسبتاً گران یا هزینه بالا داشتن.

Relatively expensive or costing a lot.

«ماشین گران بود اما ارزش سرمایه‌گذاری داشت.»

The car was pricy but worth the investment.

«این کفش‌ها برای بودجه من خیلی گران هستند.»

These shoes are too pricy for my budget.

تفاوت با واژه‌های مشابه
expensiveگران

رایج. به طور کلی برای هر چیزی که هزینه زیادی دارد به کار می‌رود و در بسیاری از موارد با pricy قابل جایگزینی است.

Common. Generally used for anything costing a lot, interchangeable with pricy in many contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000