prides

/praɪdz/
1noun (اسم)common

اسم — افتخار

افتخارغرور

احساس رضایت یا خوشنودی درباره موفقیت‌ها یا ویژگی‌ها

feeling of satisfaction or pleasure about achievements or qualities

«او به کار خود افتخار می‌کند.»

He takes pride in his work.

«غرور آن‌ها از شکست آسیب دید.»

Their pride was hurt by the failure.

تفاوت با واژه‌های مشابه
dignityوقار

رسمی. احترام و شرافت کسب شده.

Formal. Earned respect and honor.

متضادها
2verb (فعل)commonpast (گذشته): pridedpast participle (مفعولی): prided-ing (حال): priding3rd (سوم): prides

فعل — افتخار کردن

افتخار کردنغرور داشتن

احساس خوشحالی یا رضایت عمیق داشتن

to feel deep pleasure or satisfaction

«او به صداقت خود افتخار می‌کند.»

She prides herself on honesty.

«آن‌ها به بهترین بودن خود افتخار می‌کنند.»

They pride themselves on being the best.

تفاوت با واژه‌های مشابه
beamتابیدن خوشحالی

غیررسمی. نشان دادن خوشحالی با غرور.

Informal. Showing happiness proudly.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000