pries

/praɪz/
verb (فعل)commonpast (گذشته): priedpast participle (مفعولی): pried-ing (حال): prying3rd (سوم): pries

فعل — فضولی کردن

فضولی کردنکنجکاو بودن

با کنجکاوی و اغلب به شکل فضولانه نگاه یا پرس‌وجو کردن.

To look or inquire closely and curiously, often intrusively.

«او در امور همسایه‌اش فضولی می‌کند.»

He pries into his neighbor’s affairs.

«در زندگی شخصی من فضولی نکن.»

Don’t pry into my personal life.

تفاوت با واژه‌های مشابه
snoopجاسوسی کردن

غیررسمی. مشابه ولی همیشه بار منفی و مخفیانه دارد.

Informal. Similar but always with negative or sneaky connotation.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000