pried

/praɪd/
verb (فعل)commonpast (گذشته): priedpast participle (مفعولی): pried-ing (حال): prying3rd (سوم): pries

فعل — کنجکاوی کردن

کنجکاوی کردنباز کردن اجباری

باز کردن یا نگاه کردن با زور، اغلب جایی که خوشایند نیست

forced open or looked closely, often where one is not wanted

«او جعبه را با زور باز کرد.»

She pried the box open.

«او در زندگی خصوصی‌اش کنجکاوی کرد.»

He pried into her private life.

تفاوت با واژه‌های مشابه
snoopسرک کشیدن

غیررسمی. پنهانی نگاه کردن به امور دیگران.

Informal. Secretly looking into others’ affairs.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000