prizewin

prize·win/ˈpraɪzˌwɪn/
prizerewardwinto achieve victory
verb (فعل)datedpast (گذشته): prizewonpast participle (مفعولی): prizewon-ing (حال): prizewinning3rd (سوم): prizewins

فعل — جایزه بردن

جایزه بردنبرنده جایزه شدن

(نادر، عامیانه) جایزه بردن.

(Rare, colloquial) To win a prize.

«او امیدوار است در مسابقه آتی جایزه ببرد، اگرچه این کلمه به ندرت استفاده می‌شود.»

She hopes to prizewin at the upcoming competition, though the word is rarely used.

«بسیاری از هنرمندان آرزو دارند یک جایزه معتبر را از آن خود کنند.»

Many artists dream to prizewin a prestigious award.

تفاوت با واژه‌های مشابه
winبردن

بسیار رایج. اصطلاح عمومی برای دستیابی به پیروزی یا به دست آوردن چیزی. «بردن یک بازی» درست است، «بردن جایزه» درست است. تقریباً همیشه به 'prizewin' ترجیح داده می‌شود.

Very common. The general term for achieving victory or gaining something. 'Win a game' works, 'win a prize' works. Almost always preferred over 'prizewin'.

awardجایزه دادن

رایج (متعدی). اغلب به دریافت یک تقدیر یا جایزه رسمی اشاره دارد. «اهدای مدال» درست است. شکل فعلی معمولاً متعدی است (کسی چیزی را به دیگری اهدا می‌کند). «جایزه گرفتن» برای دریافت‌کننده رایج‌تر است. مستقیماً قابل تعویض نیست زیرا 'award' به معنای «جایزه دادن» است، در حالی که 'prizewin' به معنای «جایزه گرفتن» است.

Common (transitive). Often refers to receiving an official recognition or prize. 'Award a medal' works. The verb form is usually transitive (someone awards something to someone else). 'Be awarded' is more common for the recipient. Not directly interchangeable as 'award' means 'to give a prize', while 'prizewin' means 'to receive a prize'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000