prized

/praɪzd/
prizesomething valued highly-dpast participle marker
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more prizedsuperlative (عالی): most prized

صفت — ارزشمند

ارزشمندگران‌بها

بسیار ارزشمند یا گرامی داشته شده.

Highly valued or treasured.

«این نقاشی یک دارایی بسیار ارزشمند است.»

This painting is a prized possession.

«او جایزه گرانبهایی برای کارش گرفت.»

She won the prized award for her work.

تفاوت با واژه‌های مشابه
valuedارزشمند

متداول. بر اهمیت یا ارزش تأکید دارد؛ در بسیاری زمینه‌ها قابل تعویض است.

Common. Focuses on importance or worth; interchangeable in many contexts.

treasuredگرانبها

رسمی. بار عاطفی دارد؛ کمتر در کاربرد عمومی است.

Formal. Emphasizes emotional attachment; less common in general use.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000