صفت — ارزشمند
بسیار با ارزش و با دقت فراوان نگهداری شده.
Highly valued and kept with great care.
«او تمام خاطرات گرانبهای دوران کودکیاش را در یک جعبه نگهداری میکند.»
“She keeps all her treasured childhood memories in a box.”
«این یک میراث خانوادگی بسیار با ارزش است.»
“This is a treasured family heirloom.”
تفاوت با واژههای مشابه
متداول. از نظر معنی بسیار شبیه است و اغلب قابل جایگزینی هستند. 'اموال با ارزش' و 'اموال گرانبها' هر دو بر اهمیت تأکید دارند.
Common. Very similar in meaning and often interchangeable. 'Valued possessions' and 'treasured possessions' both emphasize importance.
متداول. اغلب به دلبستگی عاطفی و محبت عمیق اشاره دارد، بیشتر از 'treasured'. 'خاطرات عزیز' بر اهمیت عاطفی تمرکز دارد.
Common. Often implies emotional attachment and deep affection, more so than 'treasured'. 'Cherished memories' focuses on the emotional significance.
فعل — ارزش قائل شد
زمان گذشته و اسم مفعول فعل 'treasure': به معنی با ارزش دانستن و حفظ کردن؛ بسیار ارج نهادن.
Past tense and past participle of 'treasure': to keep or store up as valuable; to value highly.
«او هر لحظهای را که با فرزندانش گذراند، گران میداشت.»
“He treasured every moment he spent with his children.”
«آثار باستانی توسط موزه بسیار ارزشمند شمرده میشدند.»
“The ancient artifacts were treasured by the museum.”
تفاوت با واژههای مشابه
متداول. در بیشتر زمینهها برای نشان دادن احترام زیاد، مستقیماً قابل جایگزینی است. 'او برای دوستی او ارزش قائل بود' مشابه 'او دوستی او را گران میداشت' عمل میکند.
Common. Directly interchangeable in most contexts for showing high regard. 'He valued her friendship' works similarly to 'He treasured her friendship'.
متداول. اغلب به دلبستگی عاطفی عمیقتری نسبت به 'treasured' اشاره دارد. 'او لحظات را عزیز میداشت' گرمای بیشتری نسبت به 'او لحظات را گران میداشت' را القا میکند.
Common. Often implies a deeper emotional attachment than 'treasured'. 'She cherished the moments' suggests more warmth than 'She treasured the moments'.