unvalued

un·val·ued/ʌnˈvæljuːd/
un-negation / notvaluedconsidered important or beneficial
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more unvaluedsuperlative (عالی): most unvalued

صفت — بی‌ارزش

بی‌ارزشناقدردانی‌شده

مورد مهم یا قدردانی قرار نگرفته؛ فاقد ارزش یا اهمیت.

Not considered important or appreciated; lacking value or worth.

«مشارکت‌های بی‌ارزش نادیده گرفته شدند.»

The unvalued contributions were overlooked.

«او در کارش احساس بی‌ارزشی می‌کرد.»

She felt unvalued at her job.

تفاوت با واژه‌های مشابه
unappreciatedناقدردانی‌شده

رایج. به نبود قدردانی یا تشکر اشاره دارد.

Common. Refers to lack of recognition or thanks.

worthlessبی‌ارزش

رایج. تأکید بر نبود ارزش یا کاربرد.

Common. Emphasizes lack of value or usefulness.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000