در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
چنان عظیم یا شدید که قابل بیان با کلمات نیست.
Too great or extreme to be expressed in words.
«درد غیرقابل بیان بود.»
“The pain was unutterable.”
«آنها شادی ناگفتنی را احساس کردند.»
“They felt unutterable joy.”
رایج. مترادف تأکید بر ناتوانی در توصیف با کلمات.
Common. Synonym emphasizing inability to describe in words.
رسمی. نشاندهندهٔ چیزی است که نمیتوان آن را به خوبی بیان کرد.
Formal. Indicates something cannot be expressed adequately.