adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more unutteredsuperlative (عالی): most unuttered
صفت — بیبیان
بیبیانگفته نشده
بیاننشده یا بیان نشده بهصورت صوتی؛ ساکت یا بیصدا.
Not spoken or expressed aloud; silent or unvoiced.
«افکار گفته نشدهاش خصوصی باقی ماند.»
“His unuttered thoughts remained private.”
«او احساسات زیادی را بیان نکرد.»
“She left many unuttered feelings.”
تفاوت با واژههای مشابه
unsaid— نگفته
رایج. مترادف مستقیم برای بیان نشده بهصورت کلامی.
Common. Direct synonym for not expressed verbally.