uttered

ut·tered/ˈʌtərd/
verb (فعل)commonpast (گذشته): utteredpast participle (مفعولی): uttered-ing (حال): uttering3rd (سوم): utters

فعل — بیان کرد

بیان کردگفتادا کرد

صدایی تولید کردن یا کلماتی را بیان کردن، به خصوص به صورت شنیدنی.

To make a sound or speak words, especially audibly.

«او فریاد دردناکی سر داد.»

He uttered a cry of pain.

«حتی یک کلمه هم گفته نشد.»

Not a single word was uttered.

تفاوت با واژه‌های مشابه
spokeصحبت کرد

رایج. یک اصطلاح کلی برای ارتباط کلامی، که اغلب به معنای مکالمه دوطرفه است. 'او درباره روزش صحبت کرد' خوب است، اما 'او یک کلمه صحبت کرد' کمتر از 'او یک کلمه به زبان آورد' طبیعی است.

Common. A general term for verbal communication, often implying a back-and-forth conversation. 'He spoke about his day' is fine, but 'He spoke a single word' is less natural than 'uttered a single word'.

saidگفت

بسیار رایج. گفتار مستقیم یا گزارش آنچه کسی گفته است. 'او خداحافظی کرد' صحیح است، 'او آهی گفت' نادرست است.

Very common. Direct speech or reporting what someone communicated. 'He said goodbye' works, 'He said a sigh' does not.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000