probity

prob·i·ty/ˈproʊ.bɪ.ti/
noun (اسم)formal

اسم — صداقت

صداقتدرستیپاکدامنی

صداقت و داشتن اصول اخلاقی قوی

The quality of being honest and having strong moral principles

«قاضی به خاطر صداقتش تحسین می‌شد.»

The judge was admired for his probity.

«صداقت برای مقامات دولتی ضروری است.»

Probity is essential for public officials.

تفاوت با واژه‌های مشابه
integrityدرستی

رایج. به معنی صداقت و درستکاری که معمولا به جای probity به کار می‌رود.

Common. Means honesty and moral uprightness, often interchangeable with probity.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000