dishonesty

dis·hon·es·ty/dɪsˈɒnɪsti/
dis-negation / nothonesttruthful, trustworthy-ystate or quality of
noun (اسم)common

اسم — بی‌صداقتی

بی‌صداقتیتقلبفریب کاری

حالتی که در آن فرد صادق نبوده و به دروغ‌گویی یا فریبکاری می‌پردازد.

The state or quality of being untruthful, deceitful, or fraudulent.

«بی‌صداقتی در تجارت می‌تواند شهرت شرکت را خراب کند.»

Dishonesty in business can ruin a company's reputation.

«او به دلیل بی‌صداقتی در طول حسابرسی اخراج شد.»

He was fired due to dishonesty during the audit.

تفاوت با واژه‌های مشابه
deceitفریب

رسمی. معمولاً در زمینه‌های قانونی یا جدی به کار می‌رود؛ وقتی بخواهیم فریب عمدی را تأکید کنیم جایگزین dishonesty می‌شود. در مکالمه روزمره کمتر استفاده می‌شود.

Formal. Often used in legal or serious contexts; can replace 'dishonesty' when emphasizing intentional deception. Less common in everyday speech.

fraudکلاه‌برداری

رسمی/حقوقی. به بی‌صداقتی جنایی و فریبکاری برای منافع شخصی اشاره دارد. در همه موقعیت‌ها جایگزین dishonesty نیست.

Formal/legal. Refers to criminal dishonesty involving trickery for personal gain. Not interchangeable with dishonesty in general contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000