dishes

dish·es/ˈdɪʃ.ɪz/
1noun (اسم)commonplural (جمع): dishes

اسم — ظرف‌ها

ظرف‌هابشقاب‌ها

جمع ظرف؛ بشقاب‌ها یا ظرف‌هایی برای سرو یا خوردن غذا.

Plural of dish; plates or containers used for serving or eating food.

«بعد از شام ظرف‌ها را بشوی.»

Wash the dishes after dinner.

«ظرف‌ها داخل کمد هستند.»

The dishes are in the cupboard.

تفاوت با واژه‌های مشابه
platesبشقاب‌ها

رایج. بیشتر به بشقاب‌های صاف برای غذا خوردن اشاره دارد و زیرمجموعه dishes است.

Common. Often refers specifically to flat dishes used for eating, subset of dishes.

2noun (اسم)commonplural (جمع): dishes

اسم — خوراک‌ها

خوراک‌هاغذاها

غذاهای آماده شده که همراه با هم سرو می‌شوند.

Prepared food items served together.

«غذاهای ایتالیایی اینجا خیلی محبوب هستند.»

Italian dishes are very popular here.

«او سه غذای خوشمزه پخت.»

She cooked three delicious dishes.

تفاوت با واژه‌های مشابه
mealsوعده‌های غذایی

رایج. اصطلاح کلی‌تر برای وعده‌های غذایی است؛ dishes معمولاً به غذاهای خاص گفته می‌شود.

Common. More general term; dishes usually refer to specific prepared foods.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000