در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
با یک رشته از دستورات یا مراحل مشخص تنظیم شده است (به ویژه در محاسبات).
Set up with a planned sequence of instructions or steps (particularly in computing).
«دستگاه برای خاموش شدن خودکار برنامهریزی شده بود.»
“The device was programed to shut down automatically.”
«او ربات را برای پیروی از دستورها برنامهریزی کرد.»
“He programed the robot to follow commands.”
فنی. معمولاً در زمینه کامپیوتر قابل تعویض.
Technical. Often used interchangeably with programmed in computing contexts.