program code

pro·gram/ˈproʊˌɡræm/
pro-forward, favoringgramsomething written or recorded
1noun (اسم)commonplural (جمع): programs

اسم — برنامه (تلویزیونی/رادیویی)

برنامه (تلویزیونی/رادیویی)برنامه زمانی

یک سری رویدادها یا اجراهای برنامه‌ریزی‌شده یا پخش رادیویی و تلویزیونی.

A planned series of events or performances, or a broadcast on radio or television.

«دیشب یک برنامه آشپزی دیدم.»

I watched a cooking program last night.

«برنامه کنسرت دو ساعت طول کشید.»

The concert program lasted two hours.

تفاوت با واژه‌های مشابه
showنمایش

روزمره. وقتی درباره سرگرمی تلویزیونی/رادیویی است جایگزین می‌شود. «نمایش تلویزیونی» رایج‌تر است اما «برنامه» رسمی‌تر است.

Everyday. Can replace 'program' when referring to TV/radio entertainment — 'a TV show' is common but 'a TV program' can be more formal or broader.

scheduleبرنامه زمانی

رسمی/رایج. وقتی به جدول زمان‌بندی رویدادها اشاره دارد، جایگزین می‌شود اما 'برنامه' گسترده‌تر است.

Formal/common. Can replace 'program' when meaning a planned timetable of events — 'program' is broader including content, while 'schedule' focuses on timing.

متضادها
2noun (اسم)commonplural (جمع): programs

اسم — برنامه کامپیوتری

برنامه کامپیوترینرم‌افزار

یک مجموعه دستورهای رمزگذاری‌شده که کامپیوتر می‌تواند آنها را اجرا کند.

A set of coded instructions that a computer can understand and execute.

«من یک برنامه نوشتم تا کار به صورت خودکار انجام شود.»

I wrote a program to automate the task.

«این برنامه روی هر کامپیوتری اجرا می‌شود.»

The program runs on any computer.

تفاوت با واژه‌های مشابه
softwareنرم‌افزار

فنی. به نرم‌افزار به طور کلی اشاره دارد؛ همیشه با برنامه به صورت مفرد قابل تعویض نیست.

Technical. Refers broadly to all programs collectively; not always interchangeable with 'program' when singular or specific.

applicationبرنامه کاربردی

فنی. برنامه‌ای که کاربر استفاده می‌کند؛ در برخی موارد جایگزین برنامه است اما برنامه عمومی‌تر است.

Technical. Usually a user-facing program; can replace 'program' in some contexts but 'program' is more general.

متضادها
3verb (فعل)commonpast (گذشته): programmedpast participle (مفعولی): programmed-ing (حال): programming3rd (سوم): programs

فعل — برنامه‌نویسی کردن

برنامه‌نویسی کردنکد زدن

نوشتن یا ایجاد مجموعه‌ای از فرمان‌ها برای اجرای کامپیوتر.

To write or create a set of instructions for a computer to follow.

«او برای زندگی برنامه‌نویسی وب‌سایت انجام می‌دهد.»

She programs websites for a living.

«آنها برنامه‌ریزی کردند ربات به جلو برود.»

They programmed the robot to move forward.

تفاوت با واژه‌های مشابه
codeکد زدن

فنی/غیررسمی. معمولاً جایگزین 'program' است ولی برنامه گسترده‌تر و طراحی نیز شامل می‌شود.

Technical/informal. Often used interchangeably but 'program' is broader including design; 'code' focuses on writing instructions.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000