prognose

prog·nose/prɒɡˈnoʊz/
verb (فعل)technicalpast (گذشته): prognosedpast participle (مفعولی): prognosed-ing (حال): prognosing3rd (سوم): prognoses

فعل — پیش‌بینی کردن (بیماری)

پیش‌بینی کردن (بیماری)تشخیص پیشین دادن

پیش‌بینی کردن روند و نتیجه احتمالی یک بیماری یا موقعیت.

To predict the probable course and outcome of a disease or situation.

«پزشکان سعی کردند گسترش ویروس را پیش‌بینی کنند.»

The doctors tried to prognose the spread of the virus.

«پیش‌بینی نتیجه چنین مذاکرات پیچیده‌ای دشوار است.»

It is difficult to prognose the outcome of such complex negotiations.

تفاوت با واژه‌های مشابه
predictپیش‌بینی کردن

رایج. اصطلاح عمومی برای بیان آنچه در آینده اتفاق خواهد افتاد. «پیش‌بینی آب و هوا» درست است، «پیش‌بینی بیماری» درست است. گسترده‌تر از 'prognose' است و می‌تواند تقریباً در هر زمینه از رویدادهای آینده استفاده شود.

Common. General term for stating what will happen in the future. 'Predict the weather' works, 'predict a disease' works. Broader than 'prognose' and can be used in almost any context of future events.

forecastپیش‌بینی کردن

رایج. معمولاً به پیش‌بینی روندهای آینده یا نتایج بر اساس داده‌ها یا تحلیل اشاره دارد، اغلب در هواشناسی یا اقتصاد. «پیش‌بینی بازار» درست است، «پیش‌بینی بیماری» نیز درست است اما کمتر از 'prognose' رایج است.

Common. Usually refers to predicting future trends or outcomes based on data or analysis, often in meteorology or economics. 'Forecast the market' works, 'forecast a disease' also works but is less common than 'prognose'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000